روزای پر مشغله ای رو می گذرونم و حسابی درگیرم اما مهربونی و لطف آقای همسر عزیز باعث میشه با روحیه بهتری ادامه بدم. هنوز فکرم درگیره و این درگیری دست از سرم برنمیداره شایدم من دست از سر اون برنمیدارم.
تهران از دیشب بارونیه و من از صبح که اومدم بیرون دارم این شعر محمد علی بهمنی رو زمزمه میکنم:
تهران از دیشب بارونیه و من از صبح که اومدم بیرون دارم این شعر محمد علی بهمنی رو زمزمه میکنم:
این همه چتر
در یک باران
این همه تنهایی
در یک شهر !
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 10:12 توسط هاجر
|