روزای پر مشغله ای رو می گذرونم و حسابی درگیرم اما مهربونی و لطف آقای همسر عزیز باعث میشه با روحیه بهتری ادامه بدم. هنوز فکرم درگیره و این درگیری دست از سرم برنمیداره شایدم من دست از سر اون برنمیدارم.
تهران از دیشب بارونیه و من از صبح که اومدم بیرون دارم این شعر محمد علی بهمنی رو زمزمه میکنم:

این همه چتر
در یک باران
این همه تنهایی
در یک شهر !