مرخصی ساعتی !


چه خوب بود اگه این همه کار عقب مونده روی میزم تلنبار نشده بود، مرخصی می گرفتم می رفتم توی خیابون..... دلم برای قدم زدن زیر بارون حسابی تنگ شده .

میلاد و حواشی اش !!!


عصر دیروز همراه یه جماعت خبرنگار و عکاس رفته بودم برای بازدید و مراسم افتتاح برج میلاد، تماشای شهر از اون ارتفاع و غروب قشنگ خورشید اونقدر جذاب و پرهیجان بود که بشه از کنار بعضی از بی نظمی ها گذشت.
از اول مراسم اونقدر به دوستان خبرنگار حسودی ام شد که کلی به خاطر رها کردن کار خبر خودم رو سرزنش کردم اما خب انگار قرار نبود خاطره ی قشنگ تماشای شهر برام تلخ بشه چون تا آخر مراسم اونقدر بچه های خبرنگار اذیت شدند که متقاعد شدم همین شغل فعلیم شغل خوبیه. به هر حال مراسم افتتاحیه هم با هر کم و کاستی که داشت برگزارشد، البته فکر میکنم وقتی پای ساخت چهارمین برج بلند دنیا اونم بوسیله جوونهایی که میانگین سنیشون ۳۱ سال بوده وسط میاد، میشه از اختلافات سیاسی و جناح بازیا گذشت و حداقل در رسانه ی ملی بهش بعد ملی داد، آخه مایه تاسفه که کلی خبرنگار و تصویربردار خارجی برای پوشش خبری مراسم اومده بودند ولی تلویزیون خودمون فقط به پخش چند دقیقه مراسم از شبکه تهران و شبکه خبر بسنده کرد، حضور بعضی از چهره ها از گرایشای سیاسی مختلف توی مراسم دیشب خیلی جالب بود، و یه نکته ی خیلی جالب دیگه اینکه، توی بولتنی که در اختیار حضار قرار گرفت، عکس شهردارهای قبلی تهران از کرباسچی تا قالیباف به همراه درصد پیشرفت فیزیکی برج و مدت زمان تصدی مسئولیتشون چاپ شده بود، و همه ی سخنرانها هم از همه ی مسئولینی که تو این مدت برای ساخت برج تلاش کرده بودند تقدیر کردند، کاری که رئیس جمهور عدالت ورز و عدالت گستر و محبوب، در جشن هسته ای ازش دریغ کرد و حاصل سالها تلاش دولت رفسنجانی و خاتمی رو به اسم دولت خودش تموم کرد. میگن تنها چیزی که غبار فراموشی نمی گیره تاریخه !!!!!

 اینم روایت های متفاوت رجا و ایسکا نیوز از مراسم افتتاحیه:
حاشیه های افتتاح یک برج
وقتی حاشیه های یک افتتاح جالب می شود

پیتزا با سوسک اضافه !!!


حدود یک ماه پیش با آقای همسر و خواهرای محترمش رفته بودیم برای خرید و خوردن شام، از اون جایی که بخت همیشه با ما یاره، یه سوسک افتاده بود درست وسط پیتزایی که ما سفارش داده بودیم، چشمتون روز بد نبینه از عمق فاجعه همین رو بگم که همگی تا چند روز لب به غذا نزدیم، باز جای شکرش باقیه که اون همه دوندگی برای شکایت یه دادسرا و اداره کل بهداشت جواب داد و پیتزا فروشی محترم که از قضا جزء رستورانهای زنجیراه ای معتبر شهر هم هست، پلمپ شد.
حالا بگذریم از پاسکاری کارمندای بهداشت برای ارجاع شکایت ما، بگذریم از اینکه معلوم نیست اگه اون سوسک محترم وسط غذای ما نبود، هزار جور آلودگی و میکروبی که توی اون رستوران لابلای غذا به خورد مردم بیچاره میرفت چطور قابل تشخیص بود، بگذریم از اینکه انگار بازرس محترم بهداشت نمی تونست منتظر شکایت نمونه و هر از گاهی سر زده برای سرکشی و بررسی وضعیت بهداشتی رستورانی که روزانه اون همه مشتری داره، مراجعه کنه، بگذریم از اینکه این پلمپ هم خیلی جدی نیست و بعد از یه جریمه نقدی، روز از نو و روزی از نو، جریمه ای که برای رستورانی مثل پدر خوب که هر شعبه اش روزانه حدود سه میلیون فروش داره، مبلغ چشمگیری نیست.  

پی نوشت:
* هیچ کدوم از ما توی این مدت بلاخره نفهیمدیم این چینی ها چطوری اون همه سوسک و حشره میخورن و هیچ اتفاقی هم براشون نمی افته !!!!
این هم خبر عصر ایران و تابناک از جریان پلمپ !!

آبنمای موزیکال با اعمال شاقه !!!


شهرداری تهران اخیراً در اقدامی در خور تحسین اقدام به راه اندازی آبنمای موزیکال پارک ملت کرده، اقدامی که با یک برنامه ریزی بسیار ساده می تواند مورد استفاده خانواده های زیادی قرار بگیرد. مهمترین موضوع استقبال باور نکردنی شهروندان تهرانی از این آبنماست که افزایش سانس اجرای برنامه از دو به سه سانس یا تعبیه فضای مناسب برای تماشای برنامه     می تواند مشکل ازدحام جمعیت را کاهش دهد. به نظرم این خیلی خوشایند نیست که از مردم انتظار داشته باشیم حدود یک ساعت روی پا بایستند، فشارهای ممتد جمعیت را تحمل کنند و استفاده ی لازم را هم ببرند. بگذریم از جمعیتی که حتی به باغچه ها و سکوهای اطراف آبنما هم رحم نمی کنند و  به خاطر تماشای چند دقیقه ای برنامه، حاضرند بارها و بارها از سکوهای یک متری بالا بروند و دیگران را هل بدهند !!!!!
یک موضوع دیگر که موجب تعجب خیلی از شهروندان شده، همزمانی اجرای برنامه ی شبهای تابستان با برنامه ی آبنمای موزیکال است که ترکیب غریبی را بوجود آورده، از یک طرف محوطه صدای فریاد و هیجان ممتد مسابقه ی ماست خوری و اجرای زنده ی موسیقی و .... و درست در ده متری آن، اجرای برنامه ی آبنما که عملاً هیچ یک از شهروندان حاضر، صدای موسیقی آبنما را که جزء لاینفک برنامه محسوب می شود را نمی شنوند.
انگار برنامه ریزان فراموش کرده اند، اگر موسیقی آبنما حذف شود، چیزی از برنامه باقی نمی ماند و عملاً آبنمای پارک ملت تفاوتی با آبنمای میادین شهر نخواهد داشت !!!!
تازه همه ی این چیزهایی که گفتم، منهای ساعتها تلاش برای پیدا کردن جای پارک و .... بود.

پی نوشت:
* توصیه می کنم آخر هفته برای دیدن آبنما به پارک ملت نروید، چون ساعتها دنبال جای پارک می گردید، کلی پیاده روی    می کنید تا به پارک و آبنما برسید، برای نیم سانتیمتر جا تلاش می کنید و عملاً چیزی از زیبایی و آرامش آبنما نصیبتان نمی شود.
شبهای وسط هفته، نه از مسابقه ی ماست خوری خبری هست و نه از شلوغی و ازدحام جمعیت، البته زمان اجرای برنامه تقریباً کمی کمتر می شود که خب کیفیت خوب، جبرانش می کند !!!

*** این مصاحبه  مهندس مختاری، رئیس سازمان پارکها و فضای سبز درباره تاثیر آبنمای موزیکال پارک ملت در برطرف کردن استرس هم جالب بود.