معنویات رنگ باخته !
گذشت زمان حال و هوای آدمها را بد جوری دستخوش تغییر می کند و تو بدون آنکه خودت خواسته باشی در جریان این تغییرات خیلی چیزها را از دست میدهی. این روزها وقتی توی شهر راه میروم چیزهای عجیب و غریبی می بینم.... صبح زود که از شیب تند کوچه عبور می کنم، آقای همسایه طبق عادت هر روزه اش دارد چای می خورد و تند تند روزنامه اش را ورق میزند.... توی اداره، همکارهایی هستند که به لطف این ماه، از سر و ته کارشان زده شده و خیلی معمولی وسط سالن می ایستند و لیوانشان را از آب سرد کن شیک پر می کنند؛ بی خیال روزه داری ... موقع برگشت هم تا دلت بخواهد آدم روی چمن های پارک شهر ولو شده اند و دارند ساندویچ خانگی شان را گاز میزنند یا قابلمه ی کوچک غذایشان را گذاشته اند روی چمن ها و با اشتهای تمام مشغول خوردن هستند و به روی مبارکشان هم نمی آورند که الان غالب عابرانی که از آنجا عبور می کنند روزه اند، تازه همه ی اینها به کنار، ساعت دو و نیم ظهر که سربالایی خیابان شیخ بهایی را بالا میروم خانم همسایه مثل همیشه کیسه ی خرید ژامبون و نوشابه اش را از ماشین بر داشته و با اوقات تلخی زنگ خانه را فشار میدهد، توی راه پله های خانه هم که بوی ناهار همسایه ها بی هیچ ابایی به همدیگر دهن کجی می کنند.
حالا وقتی این همه حس و حال و اشتیاق مردم برای روزه گرفتن !!! رو مقایسه می کنم با چند سال پیش، با روزهایی که خیلی هم دور نیست، حس میکنم خودم هم خواسته یا ناخواسته با همین موج همراه شده ام، حالا دیگر مثل روزهای خوش بچگی نیست، روزهایی که پدرم یکی دو ساعتی زودتر از اذان صبح بیدار میشد، رادیوی کوچکش را روشن میکرد، و با همان حال خوشش، درخت های باغچه را آب میداد و ما همیشه با صدای مناجات رادیو بیدار میشدیم.... مثل روزهای نه چندان دوریکه برای افطاری های ساده کلی مهمان داشتیم و بعد از افطار هم با همان سن کم تفسیر المیزان می خواندیم ... حالا به خاطر تنبلی و ترس از کسالت و چرت زدن توی اداره، روزه های من بی سحری شده و بعد از افطارها، تا نیمه های شب تماشای سریال های آبکی تلویزیون -حتی برای منی که غیر از ایام ماه رمضان به ندرت بیننده سریال و برنامه های تلویزیون هستم- حالا قضاوت اینکه مقصر از دست رفتن حال و هواهای خوش و تطهیر کننده ماه رمضان های یک دهه گذشته کیست، خیلی سخت شده، گرچه اتفاقات خوب و دوست داشتنی مختص این ماه هنوز هم خیلی جاها نمود دارد و قابل انکار نیست اما فکر میکنم ما میراث داران خوبی برای حفظ و انتقال معنویات نبوده ایم، فقط کاش چیزی که از ماه رمضان برای نسل بعد از ما به یادگار می ماند تصویر خوشایند و شیرینی باشد .